donderdag 13 mei 2010

در باب لا اکراه فی الدین

برخی اسلامگراها برای اینکه بگویند قرآن کسی را مجبور به پذیرش اسلام نمیکند به این آیه معروف استناد میکنند که لا اکراه و فی الدین . اما عملا داستان به شکل دیگری ادامه پیدا میکند . چرا که از نظر حقوقی و قضائی ، با شما طبق قوانین اسلامی رفتار میکنند ، آنها به شما میگویند در دین اجباری نیست ، ولی با این حال اگر شما یک زن باشید ، شهادتان نصف حساب میشود ، دیه و ارثتان نصف حساب میشود ، حق طلاق ندارید، حق حضانت کودکان ندارید ، ... اگر با کسی رابطه جنسی داشته باشید طبق شرع اسلام شما را سنگسار میکنند ، شلاق میزنند ، و کلا رفتاری که با شما میشود طبق شرع اسلام است . پس دیگر این آیه که در دین اجباری نیست موضوعیت ندارد و دروغ و فریبی بیش نیست . ظاهرا منظور آنها این است که شما در فکر خود ، و بدون آنکه آن را به زبان بیاورید ، میتواند خدا و پیغمبر را قبول نداشته باشید . ولی با این حال طبق قوانین اسلامی با شما رفتار خواهد شد . مثلا در کشورهای آزاد رابطه جنسی جرم حساب نمیشود ، ولی در اسلام جرم است . حالا اگر شما به اسلام و مبانی آن باور نداشته باشید ، آیا اسلامگراها می پذیرند که بر خلاف شرع و باورهای عقیدتی آنها عمل کنید ؟ آیا باز هم شما را آزاد میگذارند ؟ این لااکراه فی الدین که میگویند دقیقا منظورشان چیست ؟ این است که یک نفر به نصف بودن حقوق زن باور نداشته باشد ، این است که روابط جنسی جرم نباشد ، این است که روزه خواری ، و بی حجابی جرم حساب نشود ؟ دقیقا منظورشان چیست ؟ غیر از این است که فقط در حد حرف است ، و عملا شما مجبور هستید در چهارچوب باورهای اسلامگرایان زندگی کنید ؟

maandag 10 mei 2010

نسل کشی های الله در داستانهای مذهبی

برخی میگویند اعدامها و ظلمهایی که این حکومت میکند بر خلاف اسلام است ، و اسلام دین رحمانی است ، اما من فکر میکنم که حاکمین اسلامگرای فعلی عملکردی بسیار متعادل در قیاس با رفتار خدای خود یعنی الله دارند . شما به داستانهای قرآنی توجه کنید ، در جاهایی که الله خودش مستقیما وارد عمل شده است چه بلایی بر سر مخالفان آورده است !؟ مثلا بر سر قوم عاد ، ثمود ، قوم نوح ، قوم لوط ، چه آورده است ؟ غیر از این است که نسل همگی را نابود میکند ؟ آنچنان که مثلا حضرت لوط مجبور میشود برای بقای نسل با دختران خود هم خوابی کند ! اینها چه ظلمی در حق الله کرده بودند که مستوجب چنین بلاهایی شدند ؟ غیر از این است که به الله باور نداشتند و او را به عنوان خدای خود نمی پذیرفتند ؟ آیا اینها مبارزه مسلحانه کردند ؟ آیا برای مبارزه با الله دست به اسلحه بردند ؟ غیر از مخالفت عقیدتی چه کاری انجام دادند ؟ از طرفی اگر کارهای کوچکی هم در مخالفت با الله انجام داده باشند ، آیا می بایست نسل آنها نابود شود ؟ تمامیت یک قوم به هلاکت برسد ؟ و فقط تعداد انگشت شماری از حامیان الله زنده بمانند ؟ کسانی که از شان نزول آیات خشن قرآنی صحبت میکنند ، در مورد عملکرد خشن الله نسبت به اقوام مخالف چه میگویند ؟ باور کنید روزی میرسد که این روحانیان ، چه اسلامگرا ، چه یهودی ، چه مسیحی ، اگر قدرت مطلق دستشان باشد ، ابائی ندارند که به استناد کتب مقدسشان اقوامی را کاملا نابود کنند فقط از این جهت که در راه رضای خدایشان عمل کرده باشند . کافی است یک آخوند با نفوذ و قدرتمند بالای منبر برود و بلاهایی را که الله بر سر برخی اقوام مخالف آورده است را شاهد بیاورد ، و سپس فتوا دهد که فلان قوم و یا فلان شهر و کشور ، چون مخالف اسلام هستند ، می بایست جمیعا نابود شوند ، آیا چنین چیزی ممکن نیست ؟ آیا برای اعدامها و شکنجه هایی که امروز میکنند مدام به آیات قرآنی ارجاع نمیدهند ؟ حتی فحاشی هم که میکنند به آیات قرآنی استناد میکنند ، تا بگویند حتی فحاشی ما هم بر اساس کتاب مقدسمان است ! در برخی کشورها اعدام جنبه ایدئولوژیک ندارد و مبارزه با آنها راحت تر است ، ولی در کشورهایی که اعدام و حذف مخالف به یک مکتب ایدئولوژیک تبدیل شده است ، مبارزه با این نوع معضلات بسیار سخت و دشوار است ، چرا که ابتدا می بایست خود مکتب را نقد بزنید ، یعنی ثابت کنید که نظریات آن مکتب غلط است ، و مادامی که شما نتوانید آن ایدئولوژی خشن را نقد بزنید ، فرهنگ خشونت ، در سطح جامعه و حکومت و سیاست باقی خواهد ماند .

vrijdag 7 mei 2010

پوچی و خودکشی ، آلبر کامو

آغاز اندیشیدن سر آغاز تحلیل رفتن است . و جامعه امکان زیادی برای درک این آغازها ندارد . خوره در درون آدمی است و در همانجاست که باید به دنبال آن گشت . باید این بازی مرگبار که روشن بینی وجود را به گریز از نور می کشاند دنبال کرد و آن را دریافت . هرگز خودکشی جز به مثابه پدیده ایی اجتماعی مطرح نشده است . بندرت با تکیه بر اندیشه خودکشی میکنند . من هرگز ندیده ام کسی به خاطر باور به دانش هستی شناسی بمیرد . گالیله که به حقیقت علمی مهمی دست یازیده بود ، به محض احساس خطر به آسانی هر چه تمامتر از آن چشم پوشید و این چشم پوشی از یک نقطه نظر درست بود زیرا چنان حقیقتی ارزش سوزانده شدن را نداشت . اینکه زمین یا خورشید کدام گرد دیگری می چرخد به راستی اهمیت آن را ندارد که این همه درباره اش گفته شود و در یک کلام پرسشی بیهوده است . در وابستگی انسان به زندگی همواره چیزی نیرومند تر از تمامی بدبختی های جهان وجود دارد . داوری جسم کاراتر از داوری جان است و جسم همواره در برابر نیستی پا پس میکشد . ما پیش از آنکه به اندیشیدن خو کنیم به زیستن عادت میکنیم ... اگر من شاهد یورش مردی با سلاح سرد به گروهی مسلح به مسلسل باشم ، این کار وی را پوچ ارزیابی میکنم ، و یورش وی هم بیانگر نبود تناسب میان خواستش با واقعیتی که انتظار دارد است و هم نبود تناسب میان نیروهای واقعی با هدفی که دنبال میکند . از همین رو ما هر رویدادی که در تناقض با آنچه به ظاهر سبب آفرینش آن شده است قرار میگیرد را پوچ ارزیابی میکنیم . به دیگر سخن پوچ از مقایسه نتایج استدلال ما با واقعیت منطقی که میخواهیم به وجود آید پدیدار میگردد . ما به ازدواجهای پوچ بر میخوریم ، به کشمکش ها ، کینه ها ، سکوتها ، جنگها ، صلح ها و برای هر کدام نیز پوچی از گونه یی مقایسه بوجود میاید . پس باید گفت احساس پوچی نه زاده ی رویدادی ساده یا گونه ی برداشت ، که بر آمده از مقایسه میان شرایط رویداد و واقعیت است و مقایسه میان کنش و دنیایی که آن را در میان گرفته است . پوچ به ناگزیر گسستن پیوندهاست . پوچ نه در خود رویداد و نه در واقعیت و نه در هیچ یک از عناصر قیاسی وجود ندارد . پوچ از مقایسه آنها زاده میشود . بنابراین میتوان گفت پوچ نه در انسان وجود دارد ، نه در دنیا و تنها با حضور مشترک آنهاست که قابل درک میگردد و در حال حاضر تنها حلقه پیوند آنهاست .

donderdag 6 mei 2010

آیا مشرکان با مسلمانان بدرفتاری کردند ؟

در هر جامعه ایی وقتی یک دین مسلط میشود ، حاکمان آن دیگر تبلیغ و ترویج هیچ دین دیگر خصوصا ادیان جدید را بر نمی تابند . مثلا رفتار یهودیان با عیسی را در نظر بگیرید . با اینکه عیسی مخالفتی با دین یهودیان نداشت و و مشخصا میگوید که نیامده ام تا تورات را منسوخ کنم بلکه آن را تکمیل کنم ، با این حال با بدترین شکنجه ها و تحقیرها مواجه میشود و. پیروان ایشان همواره توسط یهودیان مورد آزار قرار میگیرند . یا مثلا در هندوستان وقتی بودا ظهور میکند و پیروان زیاد پیدا میکند ، هندوها با برخوردهای بسیار خشن باعث میشوند که اغلب پیروان بودا از هند مهاجرت کنند و هندوها با خشونت و سرکوب میتوانند دوباره قدرت را در دست بگیرند و دین اکثریت در جامعه هند باشند . یا در ایران وقتی که مزدک یا مانی مدعی پیامبری میشوند ، بدترین برخوردها با آنها و پیروانشان میشود ، و به نوعی هر دو را اعدام میکنند و تمام این کارها توسط پیروان دین مسلط بر جامعه انجام میشود . جالب است که این پیامبران جدید همگی به نوعی دین حاکم بر جامعه را هم می پذیرفتند فقط با ترکیبی جدید ، سعی در ارائه یک مسلک نو داشته اند . حالا شما به برخورد مشرکان با پیامبر اسلام و مسلمانان نگاه کنید . در نظر داشته باشیم که همه متفق القول هستند که اعراب بیابانگرد بسیار خشک و خشن بوده اند ، و زبانشان شمشیر بوده است و شغلشان راهزنی . اما حقیقتا در سیزده سالی که پیامبر اسلام در مکه تبلیغ میکرد ، آیا همان برخوردی را با پیامبر و تازه مسلمانان کردن ، که یهودیان با مسیح کردند ؟ یا هندوها با پیروان بودا ؟ یا زرتشتیان با پیروان مزدک و مانی ؟ و یا برخوردهای خشن مسیحیان در طول هزار سال قرون وسطی ؟ یا خود مسلمانان پس از به قدرت رسیدن چه برخورد خشنی با مخالفان داشتند ؟ پیامبر اسلام در تبلیغات خود دین مسلط بر جامعه و اعتقادات مسلط را به تمسخر میگیرد ، اغلب آنها را رد میکند ، و عملا با اعتقادت مسلط مخالفت میکند ، اما برخورد مشرکانی که میگویند جاهل و وحشی بوده اند با این پدیده چطور بود ؟ در طول سیزده سال تبلیغات پیامبر در مکه چند مسلمان کشته شدند ؟ چند نفر شکنجه شدند ؟ به یک خط از پیمان صلح حدیبیه نگاه کنید . « تبليغ اسلام در مكه آزاد باشد و مسلمانان مكه بتوانند آزادانه مراسم مذهبى خود را انجام دهند و كسى حق سرزنش و آزار آنها را نداشته باشد.

هر گونه که محاسبه کنیم ، رفتار مشرکان با دین جدید ، بسیار معقول تر از رفتار پیروان ادیان سامی ، و هندوها ، و زرتشتیان ، با مخالفان خود بوده است . در زمان معاصر نیز در کشور خودمان به رفتار مسلمانان با دین نسبتا جدید بهائی نگاه کنید . چه بلایی به سر مدعی پیامبری آن و پیروانش در آوردند ؟

maandag 26 april 2010

اسلام چه رحمانی ، چه غیر رحمانی می بایست از حکومت جدا شود

اینکه اسلام دینی رحمانی یا غیر رحمانی است مبحثی است که میتوان تا ابد در مورد آن صحبت کرد . اما برای اینکه نه اسلام رحمانی آسیب ببیند و نه آزادی های مردم در یک چهارچوب خاص محدود شود ، بهتر است که دین از حکومت جدا شود . این قابل درک نیست
که برخی از مبحث سکولاریزم فرار میکنند . سکولاریزم بر مبنای آزادی و مردمسالاری چه آسیبی به دین می رساند ؟ اگر شما واقعا
نگران اسلام و دین هستید ، چرا با سکولاریزم مخالف هستید ؟ منظور شما از اسلام رحمانی ، همانا اسلام رحمانی حکومتی است ، و
تاریخ ثابت کرده است که هر دینی حتی اگر معنویت بسیار بالایی هم داشته باشد ، وقتی با حکومت و سیاست خلط میشود ، باعث
استبداد و سرکوب میشود . تا کی می بایست این تجربیات را تکرار کنیم ؟ دین میتواند در متن جامعه حضور داشته باشد اما چه اصراری است که حتما در قدرت سیاسی هم تعیین کننده باشد ؟ آیا باور کنیم که شما واقعا نگران دین هستید ؟ آیا مدلی غیر از دین حکومتی وجود ندارد ؟ آیا این اسلام رحمانی حتما می بایست از طرف حکومت بر جامعه اعمال شود ؟ ما حقوق بشر رحمانی و غیر رحمانی نداریم . دمکراسی رحمانی و غیر رحمانی نداریم . اینها چهارچوبها و قوانین مشخصی دارند که امتحان خود را در جهان پس داده اند . پس
به جای اینکه مدل حکومتی شما را که در تاریخ سابقه بدی دارد بارها و بارها تجربه کنیم ، بهتر است به سمت سیستمی برویم
که مطمئن هستیم دیگر کسی نمیتواند به سادگی از آن سواستفاده کند و مملکت را اینچنین به نیستی بکشاند .

صدقه گرفتن پیامبر اسلام برای دعا ، پذیرش توبه ، حرفهای محرمانه

َيَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً ذَلِكَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَأَطْهَرُ فَإِن لَّمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ

﴿۱۲﴾

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد هرگاه با پيامبر [خدا] گفتگوى محرمانه مى‏كنيد پيش از گفتگوى محرمانه خود صدقه‏اى تقديم بداريد اين [كار] براى شما بهتر و پاكيزه‏تر است و اگر چيزى نيافتيد بدانيد كه خدا آمرزنده مهربان است

(۱۲)

مجادله

خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِم بِهَا وَصَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاَتَكَ سَكَنٌ لَّهُمْ وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ

﴿۱۰۳﴾

از اموال آنان صدقه‏اى بگير تا به وسيله آن پاك و پاكيزه‏شان سازى و برايشان دعا كن زيرا دعاى تو براى آنان آرامشى است و خدا شنواى داناست

(۱۰۳)

توبه

أَلَمْ يَعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَيَأْخُذُ الصَّدَقَاتِ وَأَنَّ اللّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ

﴿۱۰۴﴾

آيا ندانسته‏اند كه تنها خداست كه از بندگانش توبه را مى‏پذيرد و صدقات را مى‏گيرد و خداست كه خود توبه‏پذير مهربان است

(۱۰۴)

توبه

« پیامبر اسلام برای دعا کردن ، یا پذیرش توبه توسط الله ، یا صحبت محرمانه

کردن از دیگران صدقه « پول » میگرفته است . و این

کار وی را مشرکان تمسخر میکردند .

الَّذِينَ يَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِينَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فِي الصَّدَقَاتِ وَالَّذِينَ لاَ يَجِدُونَ إِلاَّ جُهْدَهُمْ فَيَسْخَرُونَ مِنْهُمْ سَخِرَ اللّهُ مِنْهُمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ

﴿۷۹﴾

كسانى كه بر مؤمنانى كه از روى ميل صدقات مى‏دهند عيب مى‏گيرند و [همچنين] از كسانى كه [در انفاق] جز به اندازه توانشان نمى‏يابند [عيبجويى مى‏كنند] و آنان را به ريشخند مى‏گيرند [بدانند كه] خدا آنان را به ريشخند مى‏گيرد و براى ايشان عذابى پر درد خواهد بود

(۷۹)

توبه

zaterdag 24 april 2010

تفسیر این دو آیه چیست ؟

إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَالَّذِينَ هَادُواْ وَالنَّصَارَى وَالصَّابِئِينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿۶۲﴾
در حقيقت كسانى كه [به اسلام] ايمان آورده و كسانى كه يهودى شده‏اند و ترسايان و صابئان هر كس به خدا و روز بازپسين ايمان داشت و كار شايسته كرد پس اجرشان را پيش پروردگارشان خواهند داشت و نه بيمى بر آنان است و نه اندوهناك خواهند شد (۶۲)
بقره

وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلاَمِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ
﴿۸۵﴾
و هر كه جز اسلام دينى [ديگر] جويد هرگز از وى پذيرفته نشود و وى در آخرت از زيانكاران است
(۸۵)
ال عمران

...

اگر آخوندی دم دست هست که ربط این دو آیه را به یکدیگر کشف کند ، لطفا ما را یاری کند